یک سال دیگر گذشت
درست یک سال از آخرین باری که این تارنگار رو بروز کردم میگذره و الان باز به همون بهونه دارم اینجا رو بروز میکنم.
تولدت مبارک...
بازم مثل سالهای قبل واست بهترینها رو آرزو میکنم.
آرزومند آرزوهات س

بگذار هر روز رویایی باشد در دست. عشقی باشد در دل. دلیلی باشد برای زندگی...
درست یک سال از آخرین باری که این تارنگار رو بروز کردم میگذره و الان باز به همون بهونه دارم اینجا رو بروز میکنم.
تولدت مبارک...
بازم مثل سالهای قبل واست بهترینها رو آرزو میکنم.
آرزومند آرزوهات س

تو فکر نوشتن اين پست بودم که ياد خاطره ای از دوران کودکی ام افتادم که با این ماه مبارک بی نسبت نیست.
کوچولو که بودم در ماه رمضون برنامه کودکان يه انيميشن کوتاه و بسيار ابتدایي رو پخش ميکرد که يه سرودی رو هم بر روي اون گذاشته بودن به اسم ماه رمضون اگر اشتباه نکنم(اگر کسی يادش هست نامه صحيحش رو بهم بگه لطفاً)
قسمتی از اون سرود که من هميشه زمزمه ميکردم و يه جورایي عادت شده بود براي من به اين صورت بود: "ماه رمضون، ماه قرآن است، ماهی که خدا ان را آفريده است" يه همچين چيزي. از طرفی من فکر ميکردم اين خواننده گرامی ميخواند: "مار رمضون، مار قرآن است، ماری که خدا ان را آفريده است"
هميشه در انتظار ديدن اون مار خوش خط و خال بودم اما خبری نميشد! به اين نتيجه رسيدم که تلويزيون توي يه لحظه نشونش داده و حالا به هر دليل که ميتونسته وجود داشته باشه، متوجهش نشدم! يادم هست سعی ميکردم از ابتدا با دقت و بدون اينکه حتی پلکی بزنم پاي اون سرود بشینم بلکه بتونم تصوير اون مار محترم رو ببينم اما بازم روز از نو و روزی از نو...
آخر دست به اين نتيجه رسيدم که يا اين تلويزيون از من خوشش نمياد يا برنامه کودکان و خردسالان! براي همين هم هر طوری شده مانع از اين ميشن که بتونم به هدفم برسم!
اين گذشت تا اينکه ما رو به دبستان ابتدي بردن. يه روزی پيش از آغاز ماه مبارکه رمضون خانم معلم راجع به ماه مبارک صحبت ميکردن و ميگفتن: در ماه مبارک رمضون چنین و چنان میشود! خلاصه من رفتم توي فکر.
واقعاً جريان چي هست؟!؟ مار مبارک يا ماه مبارک؟!؟ در آخر به اين نتيجه رسيدم که حتماً اشتباهی شده!! از طرفی جرات نميکردم به محضر حضرت خانم معلم جسارت و بی ادبی نموده، اشتباه ايشان رو گوشزد کنم!!
به خونه که رفتم باز همينطور فکر ميکردم و اين مسئله ای شده بود براي من که بالاخره مار يا ماه!؟
بالاخره فردای اون روز شد و ما بمدرسه رفتیم، اونجا بود که ديدم همه ميگن: ماه! نه مار!! ديگه به درستی متوجه شدم انگار ماه است نه مار! با این وجود براي محکم کاری هم که شده بود از يکی از دوستان همکلاسيم پرسيدم. اونم با خنده بهم گفت:
- ماه صحيح هست نه مار!
- اما آخه چطور ممکنه!!؟ خودم از سروده برنامه کودک شنيدم!
- اشتباه شنيدی!
و این باعث شد که حسابی با هم بخنديم.